محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

60

تحفه خانى ( فارسى )

زلوكست كه در همه ماوراء النهر در زبان عوام مشهور و معروف به اين اسم است و البته در چنان مواضع احتياط آنست كه آب از وراى قرام آشاميده و مراد بقرام كرپاسيست بر روى و دهن كوزه از براى احتياط كرمها و ديگر چيزها مىبندند و مثل خس و خاشاك در آب مىباشد و العياذ باللّه اگر احتياط كرده نشود از رفتن علق بگلو خلاصى از هلاك نيست و اين بليت عظيم است و مسافر بحر و راكب سفينه را قبل از دخول سفينه مستعد آن بايد شد كه در سفينه قى نشود زيرا كه كم است كه شخص را بواسطه حركت كشتى قى نشود خصوصا كه شخص صفراوى مزاج باشد چه البته قى و غشيان مىشود و احوال ناخوش و راقم اين سواد صاحب تجربه است چه سه ماه در درياى مصر و عمان اين تشويش كشيده است و بعد از بيرون آمدن دو ماه و اگر بايسته كه به حال آمده و اگر قى در كشتى بافراط انجامد و تسكين نيابد موجب هلاكتست اگرچه اطبا برين‌اند كه ثوران و طغيان اين‌چنين قى بموجب نجات از امراض رديه است و در جنس او تا خوف هلاك نشود اهمال فرموده اند زيرا كه ماده جذام و برص و استسقاء و افليج و رعشه را بالكليه منقطع و مستاصل مىگرداند و شخص واقع درين امراض را بالفعل موجب نجات است پس تسكين او ما دامى كه خوف هلاكت نباشد نشايد كرد و چون آن امراض حادث مىشود قبل از جلوس در كشتى ميل بر حموضات بايد كرد تا تقويت فم معده كند و صفراء را تسكين دهد و غذا از آتش تمر هندى و آب زرك و سماق كه درينها گوشت فربه بسيار نباشد بلكه نزارى گوشت پخته باشند و از چربيها و شرينيها كمتر اختيار كند و هر چيز كه امداد غشيان و تهوع مىكند آن را ترك بايد كرد .